FEREYDOUN

فریدون

 

فریدون، پادشاه جهان

فرزند فرانک و آبتین از نژاد طهمورث دیو بند بود.
پدرش را ضحاک همراه بسیاری جوان دیگر کشت تا از مغز سر ایشان برای مارهای روی دوشش خوراک تهیه کنند.
ضحاک به واسطه ی خوابی که می بیند آگاه میشود که فریدون روزی او را از تخت پایین میکشد.
اما هر چه جستجو میکند فریدون را نمی یابد.
فریدون ضحاک را در کوه دماوند با یاری کاوه آهنگر به دار کشید و جهان را از بدی پاک کرد و پانصد سال حکومت کرد.
وی در شاهنامه فردوسی از پادشاهان پیشدادی به‌شمار می‌آید.
فریدون سه پسر داشت و اولین کسی بود که جهان را به سه بخش تقسیم کرد و هر بخش را به یکی از پسرانش واگذار کرد. ایران را به ایرج،روم را به سلم و توران را به تور سپرد.
ولی سلم و تور به ایرج رشک برده و ایرج را می‌کشند.
پس از مرگ ایرج، فریدون که اکنون سالخورده است اندوهگین، منتظر تولد نوزادی میشود که همسر ایرج در شکم داشت،اما نوزاد را دختر می یابد.
پس سالها صبر میکند تا دختر،بزرگ شود و خود صاحب فرزند شود. این فرزند،همان منوچهر شاه نامی است که به فرمان فریدون به جنگ سلم و تور می رود و انتقام مرگ ناجوانمردانه ی نیای خود، ایرج را از ایشان میگیرد.
فریدون بر سر جنازه ی فرزندانش می گرید و یاد ایرج را زنده میکند.
پادشاهی را به منوچهر وا می‌گذارد و از دنیا می رود.

 

فریدون | FEREYDOUN

FEREYDUN

‏Fereydun is one of mythical kings of the world in Ferdowsi’s Shahnameh. He had three sons: Salm, Tur, and Iraj. So, he decided to divide the world into three parts and assign each part to one of his sons. He did so, depending on the abilities and knowledge of his sons. And he assigned the land of Iran, which was the best part of the world, to his youngest son, Iraj.